شاعران نينوا اسلم(سليمان) بن عمرو تركی روز عاشورا بود و هنگام نبرد اسلم. امام سجاد(ع) دست بر عمود خيمه، بر زانو، قامت راست كردهبود تا رزم اسلم را تماشا كند و مولايش امام حسين(ع) به ستايش و آفرين در كنار ميدان او را ستود. اسلم بود و طنين رجزش در ميدان. كم كم زخم بر زخم صدای گيرا و رسايش را به افول كشاند. آفتاب شمشيرش غروب كرد. خم شد بر خاك افتاد...
شاعران نينوا عمربن خالدبن حكيم اسدی صيداوی«ابوخالد» دشت، خون رنگ و داغ بود و سواران شقاوت برای قتل عام گلهای پيامبر حريصتر میشدند و ناگهان پنج قامت رشيد، مقابل نگاه امام شكفت. «عمرو» بود به همراه پسرش خالد، غلامش سعد و جناده و مجمع. دو تن سوار و سه تن پياده. پس از اينكه از امام اذن ميدان گرفتند، در انبوه تيغ و تير و نيزه و سنگ فرو رفتند. غبار تا آسمان قامت میكشيد. عمرو رجز میخواند...
12:26 - پنج شنبه 16 ارديبهشت 1389 - تعداد نظرات : 0
شعر و شجاعت كمتر با هم همراه و همسايه میشوند و اگر شاعر، شجاع باشد، خود شعری زيبا خواهدشد و اگر شهادت را دريابد، امتزاج شعر و شجاعت و شهادت او را حماسه خواهد كرد. شبيب در سال 61 هجری در كربلا...
شاعران نينوا انيس بن معقل اصبحی قحطانی يمنی هنوز ساعتی از نماز ظهر نگذشته بود. انيس، عرق از پيشانی سترد. دستان را سايهبان چشمها كرد. تشنه بود و زخمی؛ در تير باران صبح بر پهلو و بازويش زخم دو تير نشسته بود. چشم از ميدان و آسمان گرفت. به سمت امام آمد...
شاعران نينوا حربن يزيد رياحی حّر نستوه و باشكوه بر اسبی رشيد بر ساحل ميدان ايستاد. انبوه سپاه حقير و ناچيز از نظرش گذشت تيغ مرگبار حّر فضا را میشكافت...
شاعران نينوا سيف بن حرث و مالك بن عبدالله هر دو شاعر بودند و سخنور. هر دو شمشير زن و تيرانداز. سيف 32ساله بود و مالك 24ساله. شبانگاه چهارم محرم به كربلا رسيدند. تاريكی مجالی بود تا سپاه عمر سعد را دور بزنند. بشارت آمدن سيف و مالك به امام رسيد. امام به استقبال آمد
شاعران نينوا سيف بن مالك بصيرت، درايت و شناخت گستردهی او از قرآن و احاديث او را از ديگران ممتازمیكرد. روزی كه يزيد بن ثبيط، مردانه در محفل بصره بهپاخاست و عزم مكه و ياری حسينكرد، سيف حدود50 سال داشت و مصمم، از همه چيز گسست و رهسپار مكه شد....
شاعران نينوا عمير(عمرو) بن عبدا...ّ مذحجی شعر ترنم موزون مستی و بیخودی است و شاعر تا ازخویش نرهد شعرش، شعر نخواهدشد. شعر، تا شاعر از خویش نرسته است، حدیث نفس است و اگر شاعر از خود رها شود، حدیث عشق است...