::گريستن چشم‌ها و بيمناكي دل‌ها از رحمت خداست. منبع: حكمت نامه امام حسين(ع) :: خود را از گناهان نگاه داشتن از بزرگ‌ترين جهادهاست. منبع: حكمت نامه امام حسين(ع)



بازديدکنندگان اين صفحه: 667
بازديد کنندگان امروز: 85
کل بازديدکنندگان: 91112
بازديدکنندگان آنلاين: 1
زمان بارگزاري صفحه: 2.5000 ثانيه
سفرنامه

سفرنامه
سه شنبه 4/6/82
ناودان طلا را به آن‌ها نشان مي‌دهم و مي‌گويم امام حسين (ع) قبل از عزيمت به آن سفر سرنوشت ساز كربلا درست در زير اين ناودان طلا قنداقه علي اصغر(ع) را به دست گرفت و دعا كرد. چه دعايي؟ خدا مي‌داند و بس! ساكت مي‌شوم و به مطاف نگاه مي‌كنم...
 16:25 - دوشنبه 17 خرداد 1389 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>
سفرنامه
يكشنبه 2/6/82 – ساعت 22

يكشنبه 2/6/82 - ساعت 22
به سه نفر از زوار كاروان كه سكته كرده يا ويلچري و عصايي هستند وعده كرده ام امشب آن‌ها را براي اعمال ببرم. در ميان آنان پيرزني است كه با مادر عروسش به مكه آمده است. براي او از هتل ويلچري مي گيرم و با دو نفر ديگر آماده حركت مي شويم. يكي ديگر از اين سه نفر پيرمردي است كه نصف بدنش در اثر سكته فلج شده است. همسر اين مرد در مدينه به من مي‌گفت دخترش هم با اين‌كه جوان بوده سكته كرده و نصف صورتش جا به جا شده و از ديدن اين صحنه دختر خردسال او آنچنان آزار مي‌ديده تا جايي كه اين مادر جوان بيشتر از درد خود از آزار فرزندش رنج مي‌برده است تا اين‌كه نيمه شبي در اثر توسل به امام موسي كاظم‌(ع) و با بيان اين دعا و شكوائيه كه يا موسي‌ابن‌جعفر يا باب الحوائج يا شفا يا مرگ در حين قرائت قرآن توسط آن حضرت شفا مي‌يابد....

 

 11:49 - پنج شنبه 16 ارديبهشت 1389 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>
سفرنامه
پنج شنبه 30/5/82 – مسجدالنبي (ص)

در مسجدالنبي (ص) نشسته ام و منتظر اذان ظهر. نماز قضا مي خوانم. احساس مي كنم كسي كه پهلوي من نشسته است دارد به نحوه تشهد و سلام من به دقت گوش مي كند. پس از نماز سر صحبت را با من باز مي كند و مي گويد تشهدت را بخوان. مي خوانم. بدون اينكه مرا تخطئه كند مي گويد ...

 06:54 - يکشنبه 16 اسفند 1388 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>
سفرنامه
چهارشنبه 29/5/82
بعد از ظهر چهارشنبه است و يك ساعت مانده به غروب آفتاب. طبق برنامه اي كه با روحاني كاروان هماهنگ كرده ام كاروان را به مسجد مباهله كه از آن به غلط به مسجد اجابه نام مي برند، مي بريم. مسجد اجابه پشت قبرستان بقيع واقع است. درست سر اذان مغرب به مسجد مي رسيم...
 12:43 - پنج شنبه 1 بهمن 1388 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>
سفرنامه
سه شنبه 28/5/82
مثل هميشه حال و هواي خريد ندارم . ساعت 5/10 شب خبر مي‌دهند كه يكي از زائران زن كه بالاي 50 سال سن دارد هنوز به هتل برنگشته است...
 17:00 - چهارشنبه 13 آبان 1388 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>
سفرنامه
قبرستان بقیع

شب بعد به زوّار كاروان گفتم درد فاطمه زهرا (س) پهلوي شكسته و صورت سيلي خورده او نيست كه تمامي فضاي ذكر مصيبت‌هاي حضرتش را پر كرده است كه اين پايين آوردن حضرت در حد كسي است كه...

 15:50 - سه شنبه 7 مهر 1388 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>
سفرنامه
یكشنبه 26/5/87 - مدینه
این‌جا مدینه است. شهر پیامبر و من درست در مسجد اصلی پیامبر(ص) مقابل قبر مطهر حضرت نشسته ام. مسجد پیامبر با ستون‌های سفیدی كه رگه‌های سیاه دارد مملو از عاشقان پیامبر خداست....
 13:09 - شنبه 7 شهريور 1388 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>
سفرنامه
هیچ چیز تصادفی نیست
ساعت 11 صبح است. زوار كاروان به تدریج می‌آیند و گذرنامه و بلیط خود را از من كه دست تنها هستم می‌گیرند و می‌روند. چند خانواده هم‌نام از رباط كریم و شهریار كه مهریزی نام دارند جزو این كاروان هستند. یكی از آن‌ها جلو می‌آید و صورتم را می‌بوسد و می‌پرسد شعر هم می‌گویی؟ از اولین سؤال این زائر كمی جا می‌خورم و با خنده توضیحی می‌دهم و رد گم می‌كنم. معلوم می‌شود از 5 سال پیش كه در یك هیئت در شهریار سخنرانی داشته‌ام مرا می‌شناسد...
 08:54 - چهارشنبه 21 مرداد 1388 - تعداد نظرات : 0متن کامل >>

2 3 4 5 صفحه بعدی >>







جستجوي پيشرفته
نام کاربري:
رمز ورود:
» عضويت «

سايت امام حسين

سايت فرهنگي تبيان