25- سه كار ارزشمند در مداحی ائمه(ع)
اول: تجديد ياد برترين، عالمترين، خردمندترين، پرهيزكارترين، برجستهترين، قديمیترين، تابناكترين و مقربترين بندگان خداست؛ همان كسانی كه شما در سوره حمد میخوانيد:
«صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم والضالين».
دوم: بيان عالیترين معارف انسانی- يعنی معارف اسلامی- است. اگر در شعری كه شما به عنوان مدح میخوانيد، مضمون آيه قرآن و حديث و مفهوم توحيد و نبوت و ولايت و مفاهيم عالیترين كه در معارف اهلبيت و معارف قرآن هست، گنجانده شده باشد، پس شما داريد معارف والای الهی را منتقل میكنيد. در اين بُعد و جانب دوم، شما مبلغيد، يك مبلغ كامل كه از ابزار هنری استفاده میكند.
سوم: بيان معارف، مورد نياز مردم در هر زمان است؛ كه مداحان بزرگ و بر جسته در زمان اهلبيت(ع)، اين كار سوم، مهمترين كارشان بود. آنها بيش از آنچه كه بخواهند ائمه را به ياد مردم بياورند يا بخواهند معارف را بيان كنند، میخواستند مردم را با مسائل زمان آشنا كنند.
26-مدح اهل بيت مساوی با مدح خود است
مادح خورشيد مداح خود است كه دو چشمم روشن و نامرمداست
هر كس زيبايی را مدح كند، در حقيقت چشم زيبايیبين و دل و زيبايی شناس خود را دارد مدح میكند.
27- نياز به معرفی الگوهای عملی و رفتاری ائمه(ع)
آنهايی كه شعر میگويند و شعر میخوانند، هم در مورد اين بزرگوار(حضرت زهرا(س))، هم در مورد حضرت سيدالشهداء(ع) هم در مورد بقيه ائمهای كه راجع به آنها شعر میخوانند، اين جهت را حتماً بگنجانند. امروز دنيا تشنه الگوهای عملی و رفتاری است، آنها ندارند، ولی ما داريم؛ اينها را بايد معرفی كنيم. میشود اينها را با سخنرانی معرفی كرد، اما سخنرانی كجا و كار هنریای كه شما میكنيد كجا؟، چرا كه كار شما هنری است، هم شعر است، هم القاء است. خود القاء، هنری غير از هنر شعر است، هنر مطرح كردن آنچه در ذهن هست.
28- استفاده از اركان چهارگانه مداحی
مداحی رايج در بين ما، يك حرفه دو جانبه است؛ فقط آوازهخوانی و شعر خوانی نيست؛ تركيب هنرمندانهای از اين دو مقوله است. ... صدای خوش، آهنگ مناسب و شعر، سه ركن كار است. خود اين شعر هم دو بخش دارد: يك بخش لفظ، يك بخش مضمون. اگر چهار پايه اصلی مداحی يعنی:1- صدای خوش 2- آهنگ درست 3- لفظ خوب و 4- مضمون حقيقی مناسب با نياز، كامل باشد، بهترين وسيله تبيين است و تأثيرش از منبر و درس فقهیای كه ما میگوييم بيشتر است.
صوت و آهنگ وسيله خود آقايان مداحها تأمين میشود؛ اما لفظ و معنا بايد بوسيله شاعر تأمين شود. بعضی از الفاظ، زيبا و پر طمطراقند؛ اما حاصلی ندارند و چيزی از آنها دست مستمع را نمیگيرد. بعضی از معانی، خوب و بلندند، اما با الفاظ رسايی بيان نمیشود؛ اينها همه میشود عيب.
كسی كه مداحی میكند، بايد خودش را روی منبر ببيند و مستمعان را كسانی مشاهده كند كه میخواهند از او چيزی بياموزند؛ با اين نيت و انگيزه پشت تريبون يا منبر مداحی قرار بگيرد.
صدای بعضی از آقايان مداحها خوب است، ولی با خواندن آنها انسان چيزی ياد نمیگيرد؛ اما بعضی نه، وقتی شعر میخوانند، معرفتی را به ما میآموزند. آنچه كه میآموزيم، بهترينش آن چيزی است كه ما به آن نياز داريم. گاهی كلمات مدح آميزی از ائمه(ع) پشت سرهم میآوريم كه نه درست مستمع به عمق اين كلمات میرسد، نه با فهميدن آن كلمات چيزی بر معرفت او اضافه میشود؛ اينها خيلی ارزش ندارد. اما گاهی مداحی كه شعر میخواند، درس فاطمهزهرا(س) درس اميرالمؤمنين و درس امام حسين(ع) را به ما منتقل میكند، در نتيجه راه ما روشن میشود؛ اين خيلی ارزش دارد.
29- پرهيز از تعبيرات سبك به ائمه(ع)
نكته ديگری كه بعضی از آقايان به حق اشاره كردند، اين است كه از برخی تعبيرات درباره ائمه(ع) نبايد استفاده كرد؛ اينها سبك است. برای فاطمهزهرا(س) آن موجود قدسی والا، آن انسان برتر و آن علم بشر از آن تعبيری كه هر شاعری- چه شاعر درست و حسابگوی و چه شاعر هرزهگوی- برای محبوب و معشوق خودش ذكر میكند، نبايد استفاده كرد، بايد از تعبيرات متناسبی استفاده كرد.
30- حب بدون عبوديت بدرد نمیخورد
اين درست نيست كه ما بگوييم چون شيعه و محب هستيم، اگر گناه هم كرديم، خدای متعال ما را مجازات نمیكند، نه، اين نيست. «من اطاع الله فهو لنا ولي» ولیِّّ آنها بايد خدا را اطاعت كند، چون خود اين بزرگواران با اطاعت خدا به اين مقام و رتبه رسيدند. امتحان اينها، قبل از وجود و آمدنشان به اين دنيا صورت گرفته؛ «امتحنك ا... قبل ان يخلقك فوجدك لمن امتحنك ا... قبل ان يخلقك فوجدك لحن امتحنك صابرة». دستگاه خدا بیحساب و كتاب نيست.
در روايتی پيغمبر اكرم(ص) به فاطمهزهرا(ع) با اين مقام و رتبه فرمودند: «يا فاطمه اننی لن اغنی عنك من ا... شيئا» يعنی پيش خدا نسبت با من و ارتباط با من به درد تو نمیخورد. مگر در ميان فرزندان پيغمبر و ائمه كسانی نبودند كه با خدا ارتباط نداشتند و نتوانستند از آن گوهر نورانی و ارزش معنوی برخوردار شوند؟ آنچه اوليای دين را بر قله شرافت بشری قرار داده از خود شخص شخيص نبیاكرم(ص) و اميرالمؤمنين(ع) و بقيه اين خاندان پاك گرفته- كه اينها در عالم وجود نمونههايی بیمانند و شبيه اينها ديگر نيست - تا ديگران، اطاعت و عبوديت و بندگی آنها برای خداست. لذا وقتی شما میخواهيد در تشهد نمازتان نام پيغمبر خدا را بياوريد و از او تجليل كنيد، میگوييد«و اشهد ان محمداً عبده» اول عبوديت را ذكر میكنيد، بعد میگوييد«و رسوله». عبوديت بالاتر از رسالت است. اساس وجود هر كار، عبوديت است. من و شما هم بايد از همين جاده برويم. البته اين قلهها خيلی بالاست.اگر چشم ما بتواند اين قلهها را ببيند، خيلی بايد خدا را شكرگزار باشيم، چه برسد به آنجاها برسيم؛ ليكن بايد برويم، راه اين است. اين دامنهها را بايد به قدر قدرت و توانمان طی كنيم، كه اگر اينطور باشد، به قدر ظرفيتمان بهره خواهيم برد. 28/5/8220جمادیالثاني1423 .
منبع: رويكردی نو به مداحی، ص333 .